به لطف خدا بنا به درخواست شما عزیزان بحث روز گذشته با عنوان فاصلهی بین پول و معنویت رو ادامه میدیم.
چند روز قبل در خدمت عزیزی بودم که الگوهای ذهنی خیلی خوبی هم در مورد پولسازی داشتن، اما وقتی در مورد پول صحبت میکردند جملههایی از ایشون شنیدم که بهعنوان مثال «من از خدا پول نخواستم، فقط گفتم که بهم فرصت خدمت بده» یا «من پول نمیخوام، میخوام بتونم وسیلهی رسیدن روزی آدمهایی باشم که دارن برام کار میکنن». این جملات خواستههای زیبایی هستند، اما نشان دهندهی یک مرز بین پول و خدمت هستند، یک مرز بین پول و کمک به انسانها و الآن از شما میخوام شروع کنید به کار کردن روی الگوهای ذهنیتون، حتی همون الگوهایی که زیبا هستند یا برای شما کار میکنند! لطفاً مرز بین پول و معنویت رو کاملاً برای خودتون بردارید! خدایا پول عزیز رو میخوام که باهاش خدمت کنم، خدایا پول مقدس رو به من بده تا باهاش بتونم دستان تو باشم برای رسوندن روزی به دیگران!
مرزها رو بردارید، عاشق پول، این عنصر قدرتمند و ارتعاش بالا و مقدس باشید. پول رو یک ابزار معنوی بدونید، میدونم که روند تغییر باورهایی که از کودکی برای بسیاری از ما ساخته شده به این سرعت نیست. اصلاً همین لحظه به یک اسکناس فکر کنید و در ذهنتون به میزان معنویت و مقدس بودن و احترامتون به این تصویر فکر کنید. این خیلی مهمه که کم کم احترامی عمیق و روحانی گذاشتن به پول رو یاد بگیریم!
حتی میدونم که همین الآن به احتمال زیاد ذهن بعضی از شما داره حس میکنه که دیگه داره زیادهروی میشه! در دلتون ممکنه حس گناه و خجالت یا حتی ترس رو تجربه کنید که مربوط میشه به همون الگوهای ذهنی کودکی!
دوستان خوبم، ما داریم الگوهای ذهنی شما رو بهعنوان دانشجوی خوب یک مسیر معنوی بازسازی میکنیم. جهانی که در اون زندگی خواهید کرد، جهانی است که الگوهای ذهنی شما خلق خواهد کرد. زندگی آیندهی شما ساختهی همین الگوهاست، لطفاً به دنبال مثال برای رد کردن هیچ الگوی ارزشمند جدیدی نباشید! این الگوها برای شماست! پول قراره در زندگی شما یک عنصر مقدس برای رشد معنوی و خدمت به خداوند و نشانهی حضور پررنگ الله در زندگی شما باشه.
این زندگی شماست! خلقش کنید!
۱- لطفاً چند جملهی تأکیدی عالی در ارتباط با پول بنویسید.
۲- آیا مقاومت ذهنی در مقابل این مطالب حس میکنید؟