بسیاری از ما در ظاهر انسان‌های متعهدی هستیم، متعهد به کار و شغل، متعهد به خانواده و روابط، متعهد به امور روزمره و وظایفی که در حال انجامش هستیم، اما‌ امشب می‌خوام از نوع دیگری از تعهد با شما صحبت کنم.
تا اینجای دوره بار‌ها با مفهوم بازی بودن زندگی دنیا آشنا شدید و اینجا وقتشه یک بار دیگه با هم این موضوع رو سند بزنیم! تک تک ما در حال انجام یک بازی زیبا و هیجان‌انگیز هستیم! نکته‌ی مهم اینه، ما بازی نیستیم، ما بازیگران این بازی هستیم. در حقیقت می‌خوام برای خودمون یک مرز ایجاد کنیم.

مرزی بین خالق، بازی و بازیگر!

در این زندگی که تجربه می‌کنیم سه حقیقت وجود داره:

  1. خالق بازی زندگی،
  2. روح الهی من که بازیگر این بازی است
  3. و بازی که شامل حیات دنیا و بازیچه‌هاش میشه.

حالا این تفکیک چه اهمیتی داره؟

کسانی که در خواب هیپنوتیزمی مرسوم در این دنیا فرو رفتند آنچنان غرق نقش خودشون شدند که در بسیاری موارد دو نقش دیگر رو فراموش کردند!

گاهی یادشون میره که همه‌ی داستان یک بازیه، گاهی یادشون میره این داستان خالقی داره که مهمترین بخش عالمه، گاهی خودشون رو فراموش می‌کنند و غرق در نقش‌های بازی میشن، نقش‌هایی مثل کارمند و مدیر و شهروند و فروشنده و خریدار و مالک و مستأجر و… و حالا این تفکیک رو به تعهد وصل می‌کنم:

گاهی فرد در بازی بسیار متعهده، اما فقط به نقشش در بازی! یعنی فراموش کرده که نسبت به روح الهی خودش هم باید تعهد داشته باشه، نسبت به خالقش هم تعهداتی داره!

گاهی افراد فراموش می‌کنند که اگر در بازی دنیا بهترین نسخه‌ی خودشون باشند و همه‌ی امتیازات مادی رو هم ببرند، روزی از خواب این بازی بیدار میشن و می‌بینند فرصت‌شون به اتمام رسیده در حالی که فقط امتیاز جمع کردند، خانه خریدند، ویلا خریدند، ماشین خریدند، اعتبار و قدرت به دست آوردند و بعد از اتمام نقش‌شون بهشون گفتند همه رو بگذار و برو به زندگی اصلی! و اون لحظه است که سؤال بزرگی براشون پیش میاد! بگذارم؟ برم؟ زندگی اصلی؟! و اونجاست که تازه متوجه میشن فرصت‌شون رو فقط روی یک وجه این مثلث (من، خدا، زندگی) از دست دادند، نه با خالقشون آنگونه که باید عشق ورزیدند، نه به روح الهی‌شون آنگونه که باید رسیدگی کردند و تنها و تنها مثل کودکی بازیگوش غرق بازی بودند و آن لحظه است که شروع می‌کنند به درخواست که خدایا میشه برگردم؟!
لطفاً به خداوند و عهدی که در ازل با او بستید متعهد باشید!

لطفاً به روح الهی خودتون و آنچه لایقشه متعهد باشید!

و لطفاً به بازی زندگی و فرصت ارزشمند رشد و خدمتی که در اون هست متعهد باشید!

لطفاً هر روز از خودتون بپرسید آیا نسبت به خداوند، شناخت او، ارتباط با او و خواست و اراده‌ی او متعهد بودم؟

آیا نسبت به روح الهی‌ام، شادی، آرامش و جلا و اعتلای او متعهد بودم؟

آیا به زندگی همراه با عشق و خدمت و رشد و شادی متعهد بودم؟

۱- آیا امروز نسبت به خداوند، شناخت او، ارتباط با او و خواست و اراده‌ی او متعهد بودید؟
۲- آیا نسبت به روح الهی‌تون، شادی، آرامش و جلا و اعتلای او متعهد بودید؟
۳-آیا به زندگی همراه با عشق و خدمت و رشد و شادی متعهد بودید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *