امروز با عزیزی صحبت میکردم که در مورد رنجشهاش از من کمک میخواست. به او جملهی به ظاهر سادهای رو گفتم که سالها پیش از استاد عزیزم شنیده بودم: «انتظارات من، بذر رنجشهای من هستند» و بارها این جمله رو خدمت دانشجویان عزیزم مطرح کردم، اما امشب به نکتهی دیگری بر خوردم، این دوست عزیزمون گفتن خوب خیلی جاها انتظارات من منطقیه! بعضی وقتها هم بیجا… از ایشون پرسیدم انتظار منطقی یعنی چی؟! چطور از انسانهای دیگه میتونی توقع داشته باشی که طبق انتظارات تو عمل کنند؟ ما انسانیم و در هر لحظه با میلیونها و حتی میلیاردها متغیر سر و کار داریم! انسانی که روبروی شما ایستاده و از او انتظار دارید مثل شما فکر کنه و تصمیماتی بگیره که از نظر شما و از دیدگاه نظام تربیتی شما درسته، با میلیونها تجربهی حسی، عاطفی، آموزشی و میلیونها تجربه غیر از تجربیات شما و میلیونها فکر و وسوسه و احساس که شما تجربه نکردید مواجه بوده! چرا انتظار دارید مثل شما ببینه، فکر کنه و حتی انتخاب کنه؟! شما تا حالا به چند دوراهی تصمیمگیری رسیدید؟ تصمیماتتون رو بر چه اساسی گرفتید؟ چند تصمیم اشتباه در زندگیتون داشتید؟ چند بار آگاهانه به وسوسههای ذهنتون عمل کردید؟ چند بار حتی به عمد اشتباه کردید؟ چرا به دیگران این حق رو نمیدید که مثل شما اشتباه کنند؟ میبینید… انتظار منطقی و غیر منطقی در کار نیست، شما فقط میتونید انتظار داشته باشید انسانها خودشون باشند و شما هم انسانها را آنگونه که هستند بپذیرید و در قبال چیزی که هستند تصمیماتی صحیح بگیرید.
شما بیشمار حق انتخاب دارید، با چه کسی مواجه بشید، با چه کسی معاشرت کنید، با چه کسی معامله و کار کنید، با چه کسی دوستی کنید، در هر شرایطی چگونه عمل کنید… اینها تصمیمات شماست و منطقیه که انتظار داشته باشید بر اونها کنترل داشته باشید، اما تصمیمات دیگران مال خودشونه و باید درک کنید که شما در اونها کنترلی ندارید، پس نباید انتظاری هم داشته باشید!
به اینجای آموزش که میرسیم، معمولاً عدهای بحث رو با عمق وجودشون درک میکنند و آرام میگیرند، اما عدهای هم ناگهان با صدای ذهنشون مواجه میشن، یعنی غیر منطقیه که انتظار داشته باشم طرف مقابلم…
و جواب من اینه: لطفاً دست از انتظار داشتن از انسانها بردارید، این خواستهای منطقیه که تمایل داشته باشید با انسانهای خوب، با رفتار خوب، با شرایط خوب مواجه بشید، اما این خواستهی منطقی شما مستلزم اینه که خودتون رو در اون ارتعاش قرار بدید و با انتخابهاتون اون رو تجربه کنید.
به خاطر داشته باشید که برخورد با هر شرایطی، به این معناست که جهان داره بخشی از درون شما رو به شما نشون میده که باید پاکسازی بشه! در حقیقت همهی اتفاقات به نوعی درس، بازی، نشانه و بخشی از زندگی شماست که باید تجربه کنید. به جای برآشفته شدن، به بازی زندگیتون مسلط باشید و به مسیر رشد معنویتون ادامه بدید…
۱- لطفاً برداشتتون از بحث امشب رو خلاصهنویسی کنید.
۲- مهمترین نکتهی بحث امشب از نظر شما چه بود؟