امروز با عزیزی آشنا شدم که اتفاقاً در کسبوکارشون بسیار موفق بودند و به محض دیدنشون و پس از دقایقی که صحبت کردند، من پتانسیل رشد دهها برابری رو در وجود ایشون میدیدم. من دیدم که ایشون با آموزش، شروع شناخت قوانین الهی و کائناتی و با تمرین، میتونن کسبوکارشون رو به سادگی، زیبایی و عزتمندانه جهانی کنن؛ اما یک سد بسیار بزرگ در مقابل خودشون داشتند، سدی با عنوان «خودم میدانم و خودم میتوانم!».
واقعیت اینه که به ایشون نتونستم کمکی بکنم چون این قانون کائناتی رو خوب میدونم که تنها به کسی میشه کمک کرد که دستانش رو دراز کرده، کسی که به کمک نیاز داره و خودش رشد و تغییر رو میخواد!
دوست داشتم امشب باز هم از این تلهی ذهنی و سد صحبت کنم. دوست خوبم، شما میتونید بسیار موفقتر باشید! این سؤالات مهم رو از خودتون بپرسید:
آیا من میتونم بسیار موفقتر باشم؟
آیا خداوند میتونه هدایا و نعمتهای بیشتری به من بده؟
آیا چیزهایی وجود داره که من هنوز نمیدونم؟
آیا کارهایی هست که از توان من خارجه و میتونم با کمک گرفتن انجامشون بدم؟
واقعیت اینه که در جایگاه انسان، برای تکتک انسانها پاسخ این سؤالات بله است، اما ذهن با شروع بازی «خودت همه چیز رو میدونی و خودت به تنهایی میتونی»، طوری ما رو هیپنوتیزم میکنه که به راحتی پاسخ این سؤالات رو ندیده میگیریم.
دوست خوبم، لطفاً فرصت رشد رو به روی خودتون نبندید. لطفاً فرصت پیشرفت، یادگیری و درهای نعمت رو به روی خودتون نبندید و همیشه با تکرار این جمله که «خدایا من در مقابل دانایی و توانایی تو هیچ نیستم و هیچ نمیدانم»، نزد خداوند اقرار کنید که در جایگاه «خودم میتونم و خودم میدونم» قرار نگرفتید و همیشه از خدا بیشتر و بیشتر بخواید.
شعار من برای همکارانم همیشه همینه: هر جا که به خودم بیست بدم، به خودم ایست دادم!
۱- آیا شما میتونید بسیار موفقتر باشید؟
۲- آیا خداوند میتونه هدایا و نعمتهای بیشتری به شما بده؟
۳- آیا چیزهایی وجود داره که شما هنوز نمیدونید؟
۴- آیا کارهایی هست که از توان شما خارجه و میتونید با کمک گرفتن انجامشون بدید؟