امروز هم با هم در مورد حضور و صدای ذهن صحبت کنیم و باز هم کمی مسئله رو شفافتر میکنیم. قبل از هر چیز خدمتتون عرض کنم که بهترین راه رسیدن به پاسخ تمام سؤالاتتون در مورد حضور و سکوت ذهنی، تجربه کردن و تلاش برای نزدیک شدن به این کیفیته! چون با ذهن نمیشه ذهن رو ساکت کرد یا از مزایای خاموش کردنش به خودش گفت!
عزیزی پرسیده بود که اگه ذهنمون رو ساکت کنیم، پس تصمیماتمون رو با چه چیزی بگیریم؟! از شما میپرسم، آیا شما دائماً در حال استفاده از حس چشاییتون هستید؟! هر وقت که به اون نیاز دارید این حس در خدمت شماست! ذهن ما هم همینطوره، ما در تمام زمانهای زندگیمون به ذهن نیازی نداریم، ما نیازی نداریم که ذهنمون دائماً در حال تفسیر و برچسب زدن و بردن ما به این سمت و اون سمت باشه! جایگاه فعلی ذهن اشتباهه و باید این رو بپذیریم که وقتی حضور رو تجربه کنیم متوجه میشیم که قلب ما، روح الهی ما، شهود ما خودش پاسخ سؤالاتی رو که امروز از ذهن طلب میکنیم و جوابهای محدود و فیلتر شده ازش دریافت میکنیم، داره! پاسخهایی کائناتی و عمیق و فراتر از زمان و مکان!
در حقیقت لطفاً نگران اینکه اگر ذهنم ساکت بشه چی میشه نباشید! نگران باشید که اگر تا روزی که زندهایم اسیر حقهها و بازیهای ذهن باشیم چه چیزهایی رو از دست میدیم! نگران گذشته و آیندهی توهمی که از ذهن تحویل میگیرید، نگران ترسها و غمها و رنجشها و خشمها و قضاوتها و دردهایی که ذهن به شما هدیه میده نباشید! با حضور در لحظهی حال، همهی اونها کنار میره و شما باقی میمونید به عنوان یک روح الهی و جهانی که خداوند برای شما پر از عشق و آرامش خلق کرده!
هر چقدر میتونید حاضرتر باشید، هر چقدر میتونید ساکتتر باشید، هر چقدر میتونید با اضافه کردن تمریناتی مثل مراقبهی تنفس عمیق، تمرین حضور در انجام کارها و هر آنچه میتونه شما رو حاضرتر و هوشیارتر کنه، خودتون رو به تجربه کردن لحظهی حال نزدیکتر کنید. لحظهی حال سرشار از شگفتیهاییه که فقط به کسانی هدیه میشه که حاضر باشند. جالبه که در انگلیسی واژهی present هم به معنای هدیه و عطیه است و هم به معنای لحظهی حال و اکنون… برای شما حضور و هوشیاری رو آرزو میکنم.
۱- به نظر شما چرا حضور اینقدر اهمیت داره؟ بودن در لحظهی حال چه فوایدی داره؟ بدون صدای ذهن زندگی چه شکلیه؟