میدونید چرا اینقدر دربارهی شناخت ذهن، حقههای اون و رهایی از صدای ذهن با شما عزیزان صحبت میکنم؟! تصور کنید جهانی که در اون زندگی میکنید، تفسیرهاییه که توسط ذهن به شما تحویل داده میشه! در حقیقت اگر بر ذهنتون آگاه نباشید یا نتونید صدای اون رو آروم یا ساکت کنید، این قابلیت رو داره که شما رو به جهانی تخیلی و غیر واقعی ببره و شما در عین حال که فکر میکنید دارید زندگی میکنید، در توهماتی که ذهن به شما داده زندگی کنید! ترسناکه نه؟!
بهعنوان مثال، همیشه به شما اصرار میکنم که جزئیات رو ببینید، چون یکی از حقههای ذهن اینه که یک تصویر کلی به شما میده و از شما میخواد که عبور کنید، اون میخواد زیباییها رو نبینید و غرق در یک تصویر مات باشید تا بتونه در عبور از این تصویر شما رو وارد یک دنیای توهمی دیگه در گذشته یا آینده بکنه و مثلاً شما به خودتون میآیید و میبینید ساعتها در جایی بودید که هیچ چیزی از اون یادتون نمیآد و شما فقط غرق فکر و خیال بودید.
جهان واقعی از برچسبها خالیه، از قضاوتها خالیه، پر از جزئیاته و پر از زیبایی و عشق. اصلاً خدای زیبا مگر چیزی جز زیبایی میسازه؟! جهان واقعی سرشار از آرامشه، جهان واقعی سرشار از نشانه است، جهان واقعی پر از نور خداست. برای دیدن این جهان باید یاد بگیرید که صدای ذهن رو خاموش کنید، حاضر و شاهد باشید تا زندگی رو با روحتون لمس کنید.
۱- آیا جهانی که بهعنوان جهان واقعی نام بردم رو حتی برای لحظاتی لمس کردید؟ اگر بله، این چگونه تجربهای بوده؟