خوب خدا رو شکر که اکثر شما عزیزان تمرین تمرکز بر تنفستون رو انجام میدید و بسیار خوشحالم که این تمرین به عادتی زیبا برای شما تبدیل شده؛ اما حالا میخوام پاسخ یکی از عزیزان رو در قالب یک آموزش خدمتتون عرضه کنم. عزیزی پرسیده بود بسیار شلوغ هستم و در میانهی روز وقتی برای مراقبه ندارم، چه کنم؟
مفهوم مراقبه یعنی حضور داشتن و آگاه بودن و غرق صدای ذهن نشدن، حالا در هنگام کار چطور میشه مراقبه کرد؟ کار رو تبدیل به مراقبه کنید! بله، اتفاقاً یکی از لذتبخشترین مراقبهها تبدیل کردن کار و امور روزمره به مراقبه است. چگونه؟ تصور کنید در حال آشپزی هستید اگر همیشه به صورت ناخودآگاه و سرسری آشپزی میکردید، این بار قراره حاضر باشید، قراره هیچ کار اتوماتیک و غیر ارادی انجام ندید، بر هر حرکتی حتی در بدن خودتون آگاه باشید، دستانی که یک سبزی رو لمس میکنه باید بافت اون سبزی رو حس کنه، دستی که چاقو رو گرفته هم نباید اتوماتیک حرکت کنه، شما بر حرکت هر ثانیهی دستتون آگاه باشید، سرمای دستهی چاقو رو حس کنید، بوی عطر سبزی که بلند میشه رو حس کنید، صدای خشخش بریده شدنش رو بشنوید، حتی سعی کنید وقتی سبزیها رو در ماهیتابه میریزید، جدا جدا و با جزئیات ببینید که چطور روی هم قرار میگیرند، تغییر رنگ اونها رو ببینید، صدای جلز و ولز کردنش رو بشنوید… تلاش کنید هر چیزی رو که میتونید ببینید و احساس کنید، همین کار به ذهنتون اجازهی بازیگوشی نمیده. شما برای حس کردن و حضور در این صحنهی زیبا و شگفتانگیز، به این جشنی که با عنوان آشپزی بر پا کردید نیاز دارید، شما نیاز دارید که حضور داشته باشید و هر چقدر میتونید غرق در زیباییهای این جشن بشید… میبینید، مراقبه فقط نشستن با کمر صاف و تمرین تنفس نیست، لحظات به ظاهر عادی زندگی شما میتونه به جشنی به نام حضور تبدیل بشه، به یک مراقبه، به لذت بردن خالص از لحظهی حال. فرقی نمیکنه چهکار میکنید، شما میتونید دقایقتون رو به جشن تبدیل کنید.
۱- آیا تجربهی حضور در لحظات انجام کارهای روزمره رو دارید؟ این جشن رو تجربه کردید؟