آیا واقعاً شکرگزار هستیم؟ در اولین نگاه، جواب اکثر ما «بله» است. ما شکرگزاریم، آما آیا شکرگزاری واقعی رو درک میکنیم؟ شکرگزاری واقعی چگونه است؟ شکرگزاری واقعی چیه؟ نسبت به چی باید شکرگزار باشیم؟
خیلی از ما واژهی «خدایا شکرت» رو با شکرگزاری مساوی میدونیم، اما آیا واقعاً این شکرگزاری کلامی، برای شکر نعمتهای خداوند کافیه؟ اگه بخوام از شکرگزاری واقعی با شما صحبت کنم، پیش از هر چیز باید بگم که شکرگزاری وقتی معنا داره که به ارزش واقعی چیزی که دریافت کردیم واقف باشیم. کسی که ندونه چی دریافت کرده و چه چیزی هدیه گرفته، چطور میخواد حق واقعی شکرگزاری رو ادا کنه.
آیا به ارزش زندگی، ارزش حضورتون در این جهان، ارزش جایگاهی که به شما داده شده، به ارزش توجهی که به شما شده واقفید؟ میدونید چه فرصتهایی دارید؟ میدونید چه نعمتهایی دریافت کردید؟ در کنار شناخت نعمتهایی که دریافت کردید، شناخت کسی که این نعمتها رو به شما داده هم نکتهی بسیار مهمیه، آیا نسبت به خالق خودتون شناخت کافی دارید؟
از این نکات که بگذریم، در مورد شکرگزاری یک نکتهی بسیار مهم هست: شکرگزاری یک ارتعاش و احساس قلبیه! شکرگزاری همون حس ذوق و شوق و شادی و تشکریه که یک کودک موقع دریافت اولین دوچرخهاش در قلبش حس میکنه! شکرگزاری واقعی یک انرژی و ارتعاش و یک ذوق و شوق قلبیه. شکرگزاری یک احساسه که بعد از تجربهی اون، تازه هر عمل شکرگزاری که انجام بدیم رنگ و معنا پیدا میکنه.
لطفاً به شکرگزاری خودتون از خالقتون فکر کنید و ببینید آیا واقعاً با همون حس ذوق و شوق از او سپاسگزاری میکنید و آیا شکرگزاری شما به آنچه در موردش صحبت کردیم نزدیکه؟
۱- در مورد شکرگزاریهای خودتون چه احساسی دارید؟
۲- چه تغییراتی لازمه تا بتونید شکرگزاری واقعی رو تجربه کنید؟