گاهی از زندگی انتظار داریم که همیشه همه چیز به قولی گل و بلبل باشه و هیچ چالش و مسئله و شکست و موضوع ناخوشایندی در زندگی وجود نداشته باشه. گاهی شاکی میشیم که من که دارم طبق خواست و اراده‌ی خداوند زندگی می‌کنم، من که تمرین می‌کنم، چرا باید ناملایماتی سر راه من قرار بگیره.
با دو دیدگاه به این مسئله نگاه می‌کنم و می‌خوام به مطلب‌ امشب بیشتر فکر کنید:
اول این‌که قانون الهیه که آنچه از نیکی‌ها به تو می‌رسد، از طرف خداست و آنچه از بدی به تو می‌رسد، از سوی خود توست! پس اگر در شرایط ناخوشایندی هستیم، به دنبال ریشه‌یابی و سهم و نقش خودمون باشیم. درک این مسئله، پیدا کردن نقشمون و تغییری که نیازه در خودمون ایجاد کنیم، در حقیقت بخشی از کلاس درسی است که به لطف خدا در اون هستیم. پس در ناخواسته‌ها هم درس و فرصت رشد و تغییر هست و این عالیه! چه چیزی بهتر از بهتر شدن؟ چه چیزی زیباتر از رشد!
یک قانون دیگر الهی هست: خواست خداوند برای ما همواره خیره و اگر در مسیر او حرکت می‌کنیم، پس هر اتفاقی که بیفته خیره! پس همین ناخواسته‌ها و اتفاقات ناخوشایند هم حامل خیری برای ما هستند، یک خیرش رو در پاراگراف قبل گفتم، فرصت رشد! مسئله‌ی مهم‌تر اینه که خداوند بی‌زمانی که به همه چیز آگاهه، برای من خیری رو در یک درد دیده. واقعاً اگر تسلیم خواست و اراده‌ی او باشم، باید با تمام وجود تسلیم عمل کنم و در هر حال شکرگزار باشم و در هر لحظه بهترین سعی و بیشترین کوششم رو برای انجام بهترین عملکردم به کار بگیرم، فقط همین!
نکته‌ی بعد اینه که ماییم که بر اتفاقات برچسب خوب و بد می‌گذاریم! تعاریف خوب و بد، زشت و زیبا و برچسب‌هایی که به اتفاقات می‌زنیم، فقط از نگاه بسته و محدود ماست و در عظمت کائنات برچسب‌های ما کاملاً بی‌معناست.
امشب پیام رو شاعرانه تمام می‌کنم و به این شعر هم فکر کنیم:

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم‌ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه‌ها را باید شست

۱- آیا تجربه‌ای از شکست و مسائل ناخوشایند دارید که بعد‌ها متوجه شده باشید هدایای بسیاری برای شما داشته؟ یک مورد را ذکر کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *