از فریبهای ذهن گفتیم. دوستان خوبم، موضوعی که امشب برای شما مطرح میکنم، ابدیت شما، سرنوشت شما و تمام زندگی شما رو میتونه تحت تأثیر قرار بده:
«لطفاً به محض شناخت حقههای ذهن، به هیچ وجه از اونها پیروی نکنید!»
به نظر ساده میاد؟ درسته؟ اما نه، ساده نیست. ذهن شما به محض اینکه حقههاش رو متوجه شدید، سریع میاد سر میز مذاکره و فوراً آپشنها و شرایط جدیدی رو سر میز مذاکره قرار میده. بهعنوان مثال، ذهنی که تا دیروز موقع زنگ زدن ساعت میگفت بخواب! حالا امروز رو بخوابی ایرادی نداره، بنداز فردا، الآن خستهای و … امروز که شما آگاه شدید و فوراً تشخیص میدید پیشنهاد بیدار نشدن کار ذهنه، شروع میکنه پیشنهادهای جدید میده: زنگ گوشی رو بذار پنج دقیقه دیگه بیدار میشی! یا به محض بیداری میگه دیدی بیدار شدی و استاد گفت فرقی نداره چه کاری در سحر بکنی، دراز کشیده بیدار باش! یا شروع میکنه آپشنهای دیگه رو امتحان میکنه، بیداری حالا لازم نیست ۷۷ دقیقه باشه، امروز کمتر بیدار بمون و…
میبینید این دیالوگها چقدر آشناست؟! از شما میخوام که برای خودتون یک خط قرمز بگذارید: خواستههای اشتباه ذهن، کوچک و بزرگ ندارد! خواستههای اشتباه ذهن، اشتباه هستند، کم و زیاد ندارند و به یک درک اساسی از این مسئله برسید: اگر به یکی از خواستههای ذهن عمل کردید (حتی به ظاهر کوچک) دیگر کنترل اوضاع در دست شما باقی نخواهد ماند!
در پاراگراف قبل، یک دنیا راز و کلید نهفته است و از شما میخوام که با دقت به اون فکر کنید. در مورد این بحث باز هم صحبت خواهیم کرد.
۱- آیا فریب حقههای جایگزین ذهن رو خوردید؟ نتیجه چه بوده؟
۲- از بازیهای ذهنتون تجربهای رو بنویسید تا بدون ذکر نام با سایر دانشجویان به اشتراک بگذاریم.