گاهی به دانشجویان عزیزی برخورد میکنم که میگن ما خیلی تمرین میکنیم اما نتیجهای نمیبینیم. خوب من ایمان دارم که هر کسی که به درستی مسیر رشد معنویاش رو طی کنه، امکان نداره نتایج حاصل از تلاش و تغییراتش رو نبینه، پس با این عزیزان شروع میکنیم به مرور تمرینات و عملکردشون. بهعنوان مثال، عزیزی هر روز سحرگاه بیدار میشد، تمرین شکرگزاری انجام میداد، جملات تأکیدی ثروت میگفت و مینوشت، در طول روز فایل میشنید، فرکانسیک میشنید و میگفت هیچ پولی به سمتش نمیاد. دقیقتر و صادقانهتر به زندگیاش نگاه کردیم، تقریباً تمام طول روز این دوست خوبم در حال نارضایتی از شرایط میگذشت، انگار تمرین میکرد که ثابت کنه تمرینات کار نمیکنه! این یعنی تمرین شکرگزاریاش با عملکردش در دو ارتعاش متفاوت و عکس هم قرار داشتند، شکرگزاری در کنار ناشکری! در مورد تمرینات پولسازی از ایشون پرسیدم خوب چه شغلی دارید؟ گفتن هیچ! گفتم برای پولسازی چه عملکردی داشتی، فرمودند فقط تمرین! دوست خوبم، تمرین به تنهایی بدون اینکه قدمی در مسیر تمریناتتون بردارید، برای شما هیچ کاری نمیکنه (علیرغم اینکه اعتقاد دارم اگر کسی با ایمان صد درصدی تمرینات رو به کار بگیره خداوند از دریچههای غیب آنچه میخواد رو به سمتش جاری میکنه، اما رسیدن به این ایمان صددرصدی طی فرایند تلاش و عمل به وجود میاد) در حقیقت سهم ما دو چیزه، انجام تمرین و داشتن عملکرد!
یاد داستان راهبی افتادم که وقتی سیل میاومد یک ماشین اومد که نجاتش بده و گفت خداوند خودش من رو نجات میده، یک قایق اومد که نجاتش بده، رد کرد و گفت خداوند خودش ناجی منه، یک هلیکوپتر اومد که نجاتش بده، باز هم قبول نکرد و گفت خداوند خودش من رو نجات میده، سرانجام غرق شد! وقتی به نزد خدا رفت گلایه کرد که خدایا منتظر بودم که نجاتم بدی و ندادی، خداوند بهش گفت ای راهب، در بیابانی دوردست زندگی میکنی و برای تو یک ماشین، یک قایق، یک هلیکوپتر فرستادم، تو نپذیرفتی! چه انتظاری داشتی؟
واقعیت اینه که تمرینات متافیزیک در کنار تلاش فیزیکی قطعاً نتایج زیبایی به همراه خواهد داشت، ما به این دنیای فیزیکی آمدیم تا زندگی رو تجربه کنیم، نه اینکه گوشهای بنشینیم و منتظر اتفاقات باشیم. لطفاً به دل زندگی بزنید، تلاش کنید، زندگی کنید، تجربه کنید، اما از تمریناتتون غافل نشید.
۱- آیا تمرینات و آموزهها رو عملاً در زندگیتون وارد کردید؟ از نتیجه راضی هستید؟