خوب در بحث نواقص اخلاقی هستیم و امروز میخوام یک مسئله رو باز هم با مثال مطرح کنم. خیلی وقتها میبینم که یک نفر با غرور میگه من موفق شدم فلان نقص رو برطرف کنم. فلان نقص رو از بین بردم. فلان نقص رو نابود کردم و اینجا من خدمت شما عزیزان میگم نواقص نابود شدنی، از بین رفتی و… نیستن، چون اونها بخشی از وجود ما هستند، بخشی که از تعادل خارج شده! از طرفی این جملهها باز هم ایراد داره: «من» فلان نقص رو از بین بردم؟! واقعیت اینه این جمله همونقدر عجیب و غریبه که یک نفر بگه من شیطان رو نابود کردم! در واقع ما بدون کمک خدا در مقابل نواقصمون هیچ قدرتی نداریم، اون وسوسهگر پنهان در وجود ما بسیار مکارانه همیشه حضور داره و این «من» که در موردش صحبت کردیم هم یکی از حقههای همین وسوسهگره که به انسانها این توهم رو میده که اونها هستند که میتونند نواقص رو نابود کنند! همهی این داستان شبیه شوخی میمونه. دوستان خوبم، تنها کسی که میتونه نقصی رو در وجود ما از فعالیت باز بداره خداونده (که در روزهای آتی بیشتر در موردش صحبت خواهم کرد)
در مورد نواقص اخلاقی یک مثال دیگه میزنم: به تعدادی چالهی بزرگ فکر کنید که در یک زمین زیبا وجود داره. اگر کسی بگه چاله رو از بین بردم، چاله رو جابجا کردم، چاله رو غیب کردم، هیچکدام معنای درستی نمیده، چاله فقط پر کردنیه! نواقص اخلاقی هم عین چاله میمونن، بهعنوان مثال ناصادقی و دروغگویی در حقیقت چالهایه که از کمبود صداقت به وجود اومده، ما ناصادقی رو نمیتونیم نابود، جابجا یا غیب کنیم، ما فقط میتونیم اون رو با صداقت جایگزین کنیم. در حقیقت راز رهایی از نواقص اخلاقی و متوقف کردنشون رو امشب در دو نکته خدمتتون عرض کردم: اقرار به ناتوانی و کمک گرفتن از خداوند، جایگزین کردن نقطهی مقابل و اصل روحانی و معنوی روبروی اون نقص! ناصادقی با صداقت، خساست با دست و دل بازی و…
باز هم در مورد نواقص اخلاقی صحبت خواهیم کرد.
۱- سه نکتهی اساسی از متن امشب رو ذکر کنید.
۲- آیا میتونید نقص اخلاقیای نام ببرید که استفاده از اون خسارتی به هیچکس وارد نکنه؟