در مورد برطرف کردن نواقص اخلاقی، سؤالات زیادی پرسیده بودید و اگر صادقانه بگم باید انتخاب کنیم که آیا میخواهیم شش ماه بعدی دورهی رشد معنوی رو به نواقص اخلاقی بپردازیم تا گوشهای از بحث باز بشه، یا در کارگاه و دروهای جداگانه در آینده روی این مسئلهی مهم کار کنیم. ترجیح من اینه که سرفصلهایی رو در این دوره باز کنیم و به امید خدا دورهای جداگانه و کامل در ارتباط با نواقص اخلاقی در کنار هم داشته باشیم و بر این موضوع تمرکز کنیم.
اما در حد حوصلهی بحث و دورهی رشد معنوی، به امید خدا چند روزی رو به این موضوع میپردازیم.
اجازه بدید به جای اینکه با تعاریف و جملات، در مورد نواقص اخلاقی صحبت کنیم با مثال بحث رو کمی باز کنیم. ناصادقی و دروغگویی یک نقص اخلاقیه! در حقیقت انسان برای حفظ امنیت و مصلحت، گاهی لازمه که حقایقی رو پنهان کنه و قرار نیست همه چیز رو همه جا عنوان کنه؛ اما وقتی این پنهانکاری از تعادل خارج میشه و به سمت دروغگویی میره، تبدیل به یک نقص اخلاقی میشه. شروع این ناصادقی در ذهن اتفاق میافته، صدایی در درون ما شروع میکنه به وسوسه کردن و توجیه این کار، در حقیقت مثل یک آتشفشان غیر فعال از درون جوششی اتفاق میافته. پس فعالیت نواقص اخلاقی ابتدا در درون ذهن ما شروع میشه و اگر فریب اون وسوسهها رو بخوریم و شروع به عمل بر اساس اون کنیم، در حقیقت قافیه رو باختیم و از شیطان وسوسهگر پنهان و درونی شکست خوردیم. از طرفی، بعد از تبدیل کردن یک نقص اخلاقی از حالت ذهنی به عمل، یک اتفاق مهم میافته: دیگه کنترل از دست ما خارج میشه و کنترل رو ذهن و وسوسههاش به دست میگیرند. بیشتر و بیشتر شما رو غرق میکنند، حتی وسوسهها و نواقص دیگری رو فراخوانی میکنند! دروغ با خودش میتونه خشم، طمع و کلی نقص دیگه بیاره.
لطفاً این متن رو بارها بخونید، چون چند کد بسیار مهم و سرنوشتساز در اون وجود داره. یکیش اینه که نواقص، کنترلکردنی نیستن! یعنی با خودتون بگید “یه کم دروغ بگم، دیگه نگم” نداریم. بعد از بها دادن به نقص، مثل طوفانی ذهن شما رو با خودش میبره و دیگه چیزی به نام کنترل وجود نداره! دومیش اینه که ما تا وقتی نقص در ذهنمون فعال شده حق انتخاب و قدرت کنترل داریم. پس بها ندادن به وسوسهها بسیار بسیار مهمه. شما در لحظهی فعال شدن یک نقص در ذهنتون از خداوند یاری بگیرید و از اون رها بشید. شما میتونید با مشورت، با گفتوگو، با مطرح کردنش با راهنمای معنویتون، مشاورتون، فرد همفرکانستون و … از این فکر رها بشید. پس تا اون لحظه شما حق انتخاب دارید.
نکتهی دیگری رو هم از نواقص اخلاقی با شما مطرح میکنم که بهش فکر کنید: نقص اخلاقیای وجود نداره که با عمل به اون خسارتی به خودتون یا اطرافیانتون نزنید! مگه میشه دست خدا رو رها کرد و خسارت نزد و خسارت نخورد؟ باز هم یک نکتهی مهم دیگه: عمل از روی نواقص اخلاقی در حقیقت رها کردن دستان خداست (اگر نگیم اعلام جنگ با خداوند) و بزرگترین خسارت، خود این امره!
باز هم تکرار میکنم که لطفاً این متن رو بارها و بارها مرور کنید و نکتهبرداری کنید.
۱- لطفاً چهار نکتهی مهم این متن رو در این بخش بازگو کنید.
۲- آیا فکر میکنید توانایی کنترل نواقص اخلاقی رو بعد از عمل به اون دارید؟
۳- در مورد متن سؤالی دارید؟