در طی سالهایی که در مسیر آموزش هستم، یکی از تفاوتهایی که بین انسانهای قدرتمند و موفق و کسانی که در مدار ضعف و شکست هستند دیدم، نوع نگاهشون به مسائله!
تقریباً تمام انسانهای موفقی که میشناسم با مسائلی که پیش روشون هست با دیدگاه یا راهی خواهم ساخت یا راهی خواهم یافت برخورد میکنند، در زندگی انسانهای موفق و قدرتمند بهانه جایی نداره! اصلاً مگر چیزی هست که شما رو به عنوان جانشین خدا در زمین، بتونه متوقف کنه؟ مگه بهانهای از شما که خداوند از روح خودش در شما دمیده، برای حرکت نکردن و رشد نکردن قابل پذیرشه؟!
در برخورد با مسائلی که پیش روی شما قرار میگیره چطور برخورد میکنید؟ آیا قبول دارید که هر مسئلهای صدها راه حل داره و اگر راه حلی در مقابل خودتون نمیبینید، تنها به این معناست که بهتر و بیشتر باید بگردید! چه چیزی ممکنه شما رو متوقف کنه؟ اون دقیقاً نقطه ضعف شماست که باید برطرف بشه. هر کجا که برای رشد نکردن بهانهای داشتید، دقیقاً همون جاییه که باید مچ ذهنتون رو بگیرید و اون بهانه رو از سر راهتون بردارید.
تا دلتون بخواد در طول این سالها بهانه شنیدم، حتی یک بهانهی واقعی وجود نداشت که بگم این دلیل برای رشد نکردن و تغییر نکردن دیگه منطقیه!
به انسانهایی مثل استیون هاوکینگ نگاه کنید! زندگینامهی هلن کلر رو بخونید، نویسنده و معلمی که نابینا و ناشنوا بود! این انسانها برای رشد نکردن و موفق نشدن بهانهای نداشتند! آیا هنوز حس میکنید ممکنه بهانهای منطقی برای رشد نکردن داشته باشید؟ لطفاً سؤالات امشب چکاپ رو در دفتر تمریناتتون مفصل بنویسید و دهها مورد رو بهعنوان پاسخ یادداشت کنید و در فرم چکاپ شبانه یکی دو مثال رو کار کنید.
۱- لطفاً لیستی از بهانههایی که ذهن شما برای متوقف کردنتون میاره بنویسید.
۲- لطفاً با مراجعه به لیستتون یکی یکی و با دلیل، مثالهایی پیدا کنید که انسانهایی با همون شرایط موفق شدند از سدهای راهشون عبور کنند و روی بهانهی خودتون خط بکشید!
خدا برای بعضی ها میخواد حالا تو الکی تلاش کن وقتتو صرف کن ،هر کی رو میخواد بهش میده
مگه این تمرینات ساده ممکنه ک من را به پیشرفت برسونه ادم باید شانس داشته باشه ،و بهانه زیادتری وجود دارد
مثل دامادمون که در روستای خیلی محروم زندگی میکردند و خودش خواست کار کرد تلاش کرد تا به هیات امنا دانشگاه که خودش دوست داشت رسید چند کتاب نشر دادن و یکی از بهترین اساتید پرتلاش و با سواد در حوزه خودشون هست