گفتوگویامشب رو با یک سؤال از شما عزیزانم آغاز میکنم: «چرا میترسیم؟!»
پاسخ دادن به این سؤال به ظاهر ساده، دروازهای به سمت آگاهی از بخشهای ناشناختهی وجود ماست!
وقتی از ترس صحبت میکنم، منظورم هر نوع احساسی است که در برابر ایمان، امید و اعتماد به خداوند قرار میگیره. فرقی نمیکنه که از چه چیزی میترسیم، ما باید این احساس رو بشناسیم! ما باید ترسهامون رو هشداری از سوی کائنات تلقی کنیم، چون یکی از واضحترین نشانههای حرکت در مسیر رشد معنوی، کم شدن ترسهامونه!
خداوند یکی از نشانههای کسانی که به درستی در مسیر خواست و ارادهی او در حرکت هستند رو نداشتن ترس و غم اعلام کرده، پس وقتی ترسی بیجا و بیموقع رو تجربه میکنم، احتمالاً از مسیر الهی خودم خارج شدم!
چرا میترسیم، اگر باور داریم که در حمایت منبع بیپایان عشق، منبع بیپایان ثروت، منبع بیپایان نور و محبت، در حمایت خداوندی هستیم که جز «خیر» چیزی نداره که به ما بده! چرا میترسیم؟! اصلاً از چی میترسیم؟!
از شما دوست عزیزم میخوام که برای دقایقی به این موضوع فکر کنید، شما موجودی ابدی هستید، خداوند شما رو جانشین خودش در این دنیا قرار داده، قدرت عظیم خلق زندگیتون به شما هدیه شده و بعد از بازی دنیا، یک دنیای واقعی و بهتر منتظر شماست! با این توصیف چه جایی برای ترس و غم باقی میمونه؟
به شما دوست عزیزم اطمینان میدم که اگر میترسیم، به این دلیله که چیزهایی رو فراموش کردیم! از شما میخوام متن بالا رو بخونید و ببینید که به نظر خودتون، چیزی هست که لازم باشه بیشتر اون رو به خودتون یادآوری کنید؟!
۱- آیا در مسیر رشد معنوی، احساس میکنید که ترسهاتون نسبت به قبل کمتر شده؟
۲- چرا میترسیم؟!