امروز می‌خوام از بزرگترین خسارتی که یک نقص اخلاقی به یک فرد می‌زنه صحبت کنم. چند روز پیش خدمتتون عرض کردم که نواقص، فاصله‌ی بین من و خداوند هستند و یادمه در پرانتز گفتم استفاده‌ی آگاهانه از نواقص اخلاقی، به نوعی اعلام جنگ با خداونده. این جمله‌ها چه حسی رو در شما زنده می‌کنه؟! استفاده‌ی آگاهانه از نواقص، در حقیقت ر‌ها کردن دست خداست. خدایی که خالقمونه، خدایی که از رگ گردن به ما نزدیک‌تره، خدایی که از فضلش به ما میلیون‌ها لطف کرده، خدایی که هر لحظه هدایت و حفاظت و حمایتمون می‌کنه. مگه ما در این جهان به این بزرگی غیر از خدا کی رو داریم؟
هیچ درد و خسارتی بدتر از فاصله گرفتن از خداوند و ر‌ها کردن دست گرمش نیست! گاهی انسان‌ها فراموش می‌کنند که هیچ چیز در این جهان مهم‌تر از ارتباط ما با خداوند نیست و غرق در بازی زندگی میشن و با این فراموشی، کار‌هایی انجام می‌دن که بین خودشون و نور خداوند حائل ایجاد می‌کنند.
از طرفی، فاصله‌ی ما با آرزوهامون دقیقاً به قدر فاصله‌ی ما با خداونده. بگذارید یک تمرین رو با هم انجام بدیم. لیستی از پنج آرزویی رو بنویسید که موفق نشدید به اون‌ها برسید و جلوی هر کدوم از اون‌ها صادقانه بنویسید کدوم نواقص اخلاقی، مانع رسیدن شما به اون شد. یعنی اگر نوشتید می‌خواستم پزشک بشم، بعد چک کنید که چرا پزشک نشدید؟! لطفاً بهانه‌های ذهن رو قبول نکنید، مثلاً اگه ذهن گفت کنکور سخت بود، سریع و صادقانه از خودتون بپرسید مگه برای همه سخت نبود؟! اونا که قبول شدن بیشتر سعی کردن! من تنبلی کردم! و ناگهان نقص تنبلی خودش رو نمایان می‌کنه! این بازی رو با آرزوهاتون انجام بدید، تا دست تک‌تک نواقصی که سد رسیدن شما به اون‌ها شدن رو رو کنید. این تمرین، نگاه و درک جدید دیگه‌ای نسبت به نواقص اخلاقیه.

۱- آیا تا به حال نقص اخلاقی عمده و فعالی رو در خودتون تشخیص دادید؟
۲- آیا تا به حال سعی کردید یک نقص اخلاقی مثل حسد، خشم، ناصادقی، شهوت و… رو کنترل کنید؟ نتیجه چه بوده؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *