باز هم خدمت! موضوع امشب رو هم خدمت قرار دادم و اگر از من بپرسید که چرا اینقدر روی این مبحث تأکید میکنی، به شما خواهم گفت رشد معنوی چیزی به جز خدمت نیست! به جهانی که در اون زندگی میکنیم دقت کنید، این جهان آینهای از درون ما و اتفاقاتی که تجربه میکنیم، بازتاب چیزی است که به اون ارائه میکنیم. با این تعریف وقتی عشق میورزی و بیچشمداشت خدمت میکنی، چه چیزی دریافت خواهی کرد؟ عشق و خدمتی از جنس نور، تمام جهان در خدمت کسی در میاد که تمام زندگیش رو به خدمت به خداوند مشغول باشه. خاطرم هست که بسیار جوان بودم و در شرایط پر تنشی قرار داشتم و از استادم پرسیدم آیا باید به خدمت به افرادی که این همه تنش برای من ایجاد میکنند ادامه بدم؟ استادم گفت مگر تو داری به این آدمها خدمت میکنی؟! اگر اینطوره که فوراً خدمتت رو رها کن چون دیگه اسمش خدمت نیست، اسمش داد و ستده! ولی اگر به روح خالص خداوند که در وجود تک تک این انسانهاست خدمت میکنی، دیگه شرایط بیرونی و بازخورد اونها چه ارتباطی به کاری که میکنی داره؟ تو در حال خدمت به خداوند هستی…
دوستان خوبم، واقعیت اینه که گاهی اونقدر آگاهی دریافت میکنیم که فراموش میکنیم اینها کلمات نیستند، اینها راه و رسم زندگی هستند، اینها قدمهای مسیر رشد معنوی هستند و اگر میخواهید در این مسیر حرکت کنید و روز به روز رشد معنوی رو تجربه کنید، باید این صحبتها به عمل تبدیل بشه.
لطفاً از فردا با هر انسانی که مواجه شدید تلاش کنید روح خالص خداوند رو که در وجود او دمیده ببینید، حالا با او چگونه رفتار خواهید کرد؟ چگونه به او خدمت خواهید کرد؟ چگونه به انسانها اهمیت خواهید داد؟ لطفاً با خودتون در همین لحظه عهد ببندید که این تمرین رو بخشی از زندگی و جهانبینی خودتون قرار بدید. هر موجود زنده و حتی هر چیزی که در زندگی با اون مواجه هستید، جلوههایی از وجود پروردگار رو در خود داره، لطیف باشید و با جهان هستی با نگاه خدمت و عشق رفتار کنید.
۱- امروز به چند نفر خدمت کردید؟ چند نفر رو شاد کردید؟ چگونه در خدمت خداوند بودید؟