امشب مطلبی رو با شما عزیزانم مطرح میکنم که ممکنه قبلاً در موردش صحبت کرده باشیم، اما اهمیت مطلب انقدر زیاده که هر چقدر یادآوری بشه ارزشش رو داره. روز گذشته در خدمت عزیزی بودم که اطلاعات بسیار زیادی دارند، هزاران کتاب رو مطالعه کردند و با حافظهای فوقالعاده یک کتابخانهی سیار بودند و ایشون سؤال مهمی پرسیدند. از من پرسیدند هر چیزی که شما، سایر اساتید، بزرگان، کتابها میگن رو من قبلاً شنیدم و میدونم، پس چرا آرام و شاد نیستم؟
به ایشون عرض کردم این حقهی ذهنه که دانستهها رو با عملکرد یکی میدونید! در طول سالهای آموزشم یک تجربهی عجیب داشتم، افرادی که مثل لوح خام و بدون اطلاعات و دانش قبلی وارد مسیر آموزش میشدند، بسیار سریعتر از کسانی که اطلاعات بیشتری داشتند نتیجه میگرفتند! این دقیقاً به همین دلیله! شما وقتی یک برچسب «می دونم» به یک آموزه میزنید، در حقیقت به کائنات اعلام میکنید که این رو خودم بلدم و بهش نیازی ندارم! در حالی که هر مطلبی که میدونید قطعاً میتونه عمق بسیار بیشتری داشته باشه و از اون مهمتر میتونه تبدیل به یک تغییر، یک عملکرد و یک دنیا برای خودش بشه، اما شما با یک مهر «خودم میدونم» اون رو به آرشیو میفرستید! بدون اینکه تغییری ایجاد کنه و برای شما کار کنه.
لطفاً دانستههای خودتون رو فقط برای عمل کردن به کار بگیرید و اگر چیزی رو میدونید و به اون عمل نکردید، لطفاً دیگه نگید میدونم! اگر حاصل این آموزه در زندگی شما نیست پس در واقع شما اون رو نمیدونید! ابعادش و ارزشش رو نمیدونید! کاراییش رو نمیدونید!
لطفاً لطفاً لطفاً برچسب میدونم رو دور بندازید و قلبتون رو به روی آموزهها و عملی کردنشون باز بگذارید.
۱- لطفاً آموزهای رو پیدا و ذکر کنید که هنوز در زندگی شما عملی نشده، به خودتون تعهد بدید از همین لحظه شروع به عمل کردن طبق اون آموزه کنید.