ذهن ما عاشق بازی با زمانه! ذهن با زمان هویت میگیره و وقتی پای زمان رو وسط میکشه، شروع میکنه به حکومت کردن! شما رو غرق گذشته میکنه، بعد شروع میکنه از رنجشها گفتن، از حسرتها گفتن و میتونه این بازی رو تا ابد با شما ادامه بده. اتفاقی که میافته اینه که شما همبازی او شدید و از لحظهی ارزشمند اکنون، جایی که تغییر در اون اتفاق میافته، جایی که همهی چیزهای مهم زندگی وجود دارند، جایی که روح الهی شما حضور داره غافل میشید و ذهن این همراهی رو دوست داره.
بعد یک بازی دیگه رو شروع میکنه، بازی آینده، شروع میکنه و از ترسها میگه، از تردیدها دم میزنه، میلیونها احتمال اتفاق نیفتادهی علمی تخیلی رو در مقابل شما ظاهر میکنه و لحظهای شما به خودتون میآیید و متوجه میشید غرق در این احتمالات و تخیلات شدید و اتفاقات لحظهی زیبای اکنون رو از دست دادید!
ذهن، عاشق بازی زمانهای گذشته و آینده است! اما همهی چیزهای خوب جهان در لحظهی اکنون وجود دارند و اتفاق میافتند. تنها زمان واقعی لحظهی حاله! در طول دورهی رشد معنوی، تأکید بسیار زیادی بر حضور در لحظهی حال داریم و علت این تأکید و تکرار اینه که معنویت یعنی حضور! شما باید حاضر باشید تا معنای واقعی زندگی رو درک کنید، شما باید حاضر باشید تا بتونید تغییر رو تجربه کنید، شما باید حاضر باشید تا معنای واقعی ارتباط با خداوند رو درک کنید. اصلاً تصور کنید کسی که در لحظهی حال حضور نداره، در حقیقت مثل شاگردیه که در کلاس درسش حضور نداره! این شاگرد چه بهرهای از این کلاس میبره؟!
لطفاً هر چقدر که میتونید بر مفهوم حضور در لحظهی حال و هوشیاری، تعمق و تمرکز کنید. از هر موقعیتی برای تمرین حضور در لحظهی حال استفاده کنید! شما نباید در زمانی غیر از اکنون باشید و هر چقدر که حضور بیشتری رو تجربه کنید، در حقیقت بیشتر و بهتر زندگی کردید.
۱- لطفاً از تجربه و نظر خودتون در مورد بازی ذهن با زمان بنویسید.
۲- در طول روز چند ثانیه یا دقیقه، حضور رو تجربه میکنید؟
۳- چه تمریناتی برای حضور بیشتر در لحظهی حال میشناسید؟
۴- فواید حضور در لحظهی حال رو بنویسید.