در ادامهی بحث دیشب، یکی از عزیزان نوشته بودند که من نمیدونم چقدر باید تلاش کنم که اصطلاحاً ۱۰۰ خودم رو گذاشته باشم. با توجه به ارتعاش شما عزیزان و دورهای که در اون حضور دارید، از شما میخوام که به مراجعه به شهودتون عادت کنید.
شما یک هدایتگر درونی و یک قطبنمای صادق در قلبتون دارید. لطفاً از قلبتون همین سؤال رو بپرسید! آیا دارم بهترین سعی و بیشترین کوششم رو برای رشد و تغییراتم به کار میگیرم؟! قلب شما اونقدر سریع و صادقانه با شما صحبت خواهد کرد که حیرتزده میشید! حتی میتونید در یک جلسهی زیبا با قلب و شهودتون از او بپرسید به چه تغییراتی نیاز دارید، او به شما خواهد گفت که چه تلاشها و تغییراتی در زندگی و عملکردتون نیاز دارید.
از شما خواهش میکنم که در تمریناتی که به شهود و قلب مرتبطه، ابتدا دقایقی مراقبه کنید، به حالی زیبا و آرام و الهی برسید و بعد از گفتوگو با قلبتون و آنچه درک کردید، هیچ تصمیم بزرگ و احساسی و فوری نگیرید!
تا هنگامی که پر قدرت و با رشد و تمرین و تکرار با صدای قلبتون آشنا نشدید، هر تصمیم بزرگی که با پیشنهاد شهودتون گرفتید رو با یک انسان آگاه مطرح کنید و مشورت کنید! در طول سالیان، موارد بسیاری رو دیدم که عزیزانم تصمیماتی بزرگ رو با فرض اینکه بر اساس شهودشون بوده گرفتند، در حالی که فریب صدای ذهنشون رو خوردند. شهود هرگز خارج از تکامل، خواست خدا و بر اساس عجله و خارج از تعادل، پیشنهادی به شما نخواهد داد.
۱- چقدر از شهودتون در زندگی استفاده میکنید، تجربهی شما در استفاده از شهود چیه؟
۲- از نظر شما تفاوت صدای ذهن با صدای قلب و شهود در چیست؟